جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ - 2018 February 23
اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
کد مطلب: 985 تاريخ : ۲۳ آذر ۱۳۹۲ - ۰۱:۴۲ نسخه چاپي ارسال به دوستان

تفسیر سوره ابرهیم ۲۲ آذرماه ۱۳۹۲ جلسه دوم / صوت و متن کامل

105با سلام

امشب حجت الاسلام و المسلمین مکارم در ادامه تفسیر سوره ابراهیم، به بیان تفسیر آیات پنجم تا هشتم این سوره پرداختند.

متن کامل این سخنرانی را می توانید در ادامه بخوانید.

 

در ضمن صوت کامل این جلسه را می توانید به صورت برخط بشنوید و یا این که آن را از اینجا دریافت کنید.

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دوم تفسیر سوره ابراهیم ۲۲ آذرماه ۱۳۹۲

مقدمه:

بحث ما در مورد سوره ابراهیم بود، گفتیم که اساس این سوره درباره صفات قرآن کریم است. طبعاً با توجه به این مسئله به مباحثی پرداخته شده است که اساس مباحث قرآن کریم است. فرمود که این کتاب نازل شده است که مردم را از ظلمت و گمراهیها به سمت نور هدایت کند. از همه تاریکیها به سمت روشنایی. برای همین با توجه به این خصوصیات قرآن، آنهایی که با عناد با این کتاب برخورد می­کنند، یا حب دنیا دارند و یا از راه خداوند منحرف هستند؛ و الا اگر انسان این کتاب را ببیند، بهره­هایی از آن می‌برد که این گونه نشود.

در ادامه، فرمود که

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ

در حقیقت موسى را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم] که قوم خود را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آور

البته نه تنها قرآن کریم، بلکه ما حضرت موسی را هم با آیاتی فرستادیم. منظور همان تورات است. فرستادیم که قومش را از ظلمتها به سمت نور خارج کند. همه انبیاء همین مسئله برایشان بوده است که مردم را به سمت نور هدایت می‌کرده­اند. حالا وجوهش را انشالله در آیات بیشتر صحبت خواهیم کرد.

وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ

و روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن

و آنها را یاد بیاور، به ایام الهی. آنچه که در مورد مفهوم ایام الهی صحیح­تر به نظر می­رسد،این است که ایام الهی آن روزی است که در آن رحمت یا قدرت الهی جلوه کرده است. مثل قیامت که از ایام الله است. چون قدرت الهی در آن کاملاً هویدا می‌شود. مثل روز فتح مکه که قدرت و رحمت الهی جلوه کرد. و الا همه روزها روز خداست. ولی در برخی از روزها یک اتفاقاتی می‌افتد که جلوه رحمت و قدرت و صفات الهی بیشتر هویدا می‌شود. و این روزها که بیان می‌شود مصداق آنهاست. مثلاً در مورد قوم حضرت موسی علیه السلام روزی که از فرعون نجات پیدا کردند، مصداق این ایام الله است و می­فرماید اینها را یادشان بیاور.

إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿۵

که قطعا در این [یادآورى] براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرتهاست (۵)

در این یادآوریها، آیاتی هست برای کسانی که اهل صبر و شکرگزاری هستند. انسانهای بزرگ می‌دانند که باید تلاش بکنند و این تلاش آنها در یک نقطه و در یک روزی به ظهور خداوند ختم می‌شود. این در مباحث معرفتی بحث مهمی است. قطع بدانید که تمام حرکتهای شما یک روز در وجود شما به خداوند ختم خواهد شد. بدانید کسی که حرکتی را از لحاظ فردی یا اجتماعی شروع می‌کند، به ایام الله منتهی می‌شود. در مباحث اجتماعی این قضیه بیشتر رخ می­نماید. مثل حضرت امام رحمت الله علیه، که بالاخره تلاش کرد تا یک روز نور بر ظمت تاریخ پیروز شد. از لحاظ فردی هم همین گونه است. کسی که تلاش می‌کند ممکن است الان متوجه نباشد، امّا یک روزی وجود دارد که در آن روز خداوند بر شما تجلی می‌کند و آن همان ایام الله شماست. این ظرائف آیات الله است که این وعده را داده است؛ این که در حالت حرکت است باید صبر کند، اگر صبوری کرد این آیه ایام الله را می‌فهمد و الا این ایام الله برای او محقق نمی­شود. از لطائف قرآن همین است که می‌گوید که اگر حرکت کردید این ایام الله برای شخص شما هم اتفاق می‌افتد. اگر حرکت کردید یک روزی برای شما هم اتفاق می‌افتد. آن لحظه­ای که یک تحولی در شما به وجود می­آید و به سمت نور حرکت می­کند؛ اگر حرکت تداوم پیدا کرد، بدانید از این ایام الله زیاد برای شما محقق می‌شود. هر لحظه و هر روز برای شما ایام الله می‌شود. این قضیه برای صبارها اتفاق می‌افتد. کسی که اهل صبر است و شکور هم هست. انسانی که به جهت آن توجه فکری و عقلانی دارد، اگر آن ایام الله را به یاد آورد، آن نعمتهایی که خداوند به او داده است را توجه کند، در حقیقت این جلوه­های ایام الله برای او جلوه­گر می‌شود.

عزیزان اول باید صبار باشید تا آن جلوه جلال و جمال الهی برای شما اتفاق بیفتد. اما تا قبل از آن که اتفاق بیفتد شما چه کاره هستید؟ خب باید شکرگزار باشید. انسان اگر متوجه نباشد فقط نتیجه را نگاه می‌کند. و یادش می‌رود که در این مسیر قبل از این که به نتیجه برسید، بسیار نعمت در اختیارش قرار گرفته که باید شکر می کرده است. وجود ولی خدا، نعمت سلامتی، رفیق و دوست خوب و … همه اینها باید شکر شود تا ایام الله برایتان اتفاق افتد. انشالله به آیات شکر می‌رسیم و در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

به حسب فطرت بالاخره یک کسی اگر یک خیری به شما رساند و لطفی به شما کرد؛ شما خودتان را مدیون می‌دانید. این یک امر فطری است و عقلانی. اگر کسی به شما لطف کرد حالتی در شما به وجود می‌آید که دوست دارید سپاس کنید. توجه کنید و نعمتهای خداوند را ببینید، سپاس کنید تا به آن یوم الله برسید. بسیاری از کسانی که به این معنایی که امروز عرض کردیم به آن یوم الله رسیدند؛ یعنی روزی که صفات جلالیه و جمالیه در شما جلوه گر می‌شود، اهل صبر و شکر بوده اند. هر چقدر این دو عمیق­تر باشد، یوم الله شما عمیق­تر است. ما در مسائل معرفتی داشته­ایم، که کسانی که خیلی اهل مراقبه و محاسبه نبوده­اند به آن معنا، فقط توانسته­اند با یک سری از ذکار به یک سری از مقاماتی برسند. همین. این یوم الله آنهاست همین.

اما یک کسی مثل ملا حسین قلی خان همدانی ۲۶ سال اهل مراقبت و صبر و شکرگزاری بوده تا به یوم الله رسیده است. برای چه می خواهید که زود به نتیجه برسید. ما داریم مکتبهایی که به یک شهود و خواب و کرامت بسنده کرده­اند، این خیلی آن جلوه یوم الله نیست. اگر دوست دارید می‌توانید سریع به آن برسید. اما این یوم الله نیست. چه عجله­ای دارید. باید مراقبت کیند. مجموعه از بزرگان را در زندگیشان توجه کنید؛ مثل امام علامه و بزرگانی که هنوز هم در قید حیات هستند، می‌بینید که چه قدر تلاش کرده­اند که به این جایگاه رسیده­اند. یک کسی که نه تلاش علمی دارد و نه هیچ کاری می­کند، دوست دارد که به آن نتایج برسد. بدانید که اگر کسی به یک جلوه­ای رسید بدون این که این کارها را بکند، مطمئنا بسیار کوچک خواهد بود. ممکن است این صبر ۱۰ سال باشد یا ۲۰ سال، یا حتی مانند علامه قاضی رحمت الله علیه ۴۰ سال. یکی از معانی عاقبت به خیری همین است. شما در حال حرکت هستید، قرآن وعده داده است که یاد کنید این ایام الله را، این برای این است که مردم بدانند که این ایام الله اتفاق می‌افتد، اما برای کسی که اهل صبر و شکر است. این از لطائف قرآن کریم است. برای همین نخواهید که زود برسید سعی کنید که خوب برسید. زود رسیدن مهم نیست، به کیفیت و سلامت رسیدن مهم است. درست بروید و با سلامت برسید.

در ادامه آیات داریم که:

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْکُرُواْ نِعْمَهَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ أَنجَاکُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَیُذَبِّحُونَ أَبْنَاءکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءکُمْ وَفِی ذَلِکُم بَلاء مِّن رَّبِّکُمْ عَظِیمٌ ﴿۶﴾ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ

[به خاطر بیاور] هنگامى را که موسى به قوم خود گفت نعمت‏خدا را بر خود به یاد آورید آنگاه که شما را از فرعونیان رهانید [همانان] که بر شما عذاب سخت روا مى‏داشتند و پسرانتان را سر مى‏بریدند و زنانتان را زنده مى‏گذاشتند و در این [امر] براى شما از جانب پروردگارتان آزمایشى بزرگ بود (۶) و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید [نعمت] شما را افزون خواهم کرد

هنگامی که موسی به قومش گفت که نعمتهای خدا را یاد کنید، زمانی را به یاد آورید که خدا شما را نجات داد از بدرفتاریهایی که فرعونیان با شما می‌کردند و پسرانتان را می‌کشتند و زنها را زنده نگه می‌داشتند.

این مسئله را با توجه به بحث قبلی می توان اینگونه بیان کرد که بدانید که با حرکتی که دارید یک روز یوم الله دارید. بشارت داده شده است که حرکت کنید با صبر و شکر به پروردگار، آن یوم الله برای شما اتفاق می‌افتد. به یاد بیاورید آن موقعی که پروردگارتان اعلام کرده که اگر شما شکر کردید، لازیدنکم.

در روایات داریم و قطعاً هم همین طور است که در صورت شکرگزاری خداوند نعمت را زیاد می‌کند. به عنوان مثال روایاتی در این زمینه بیان می­شود.

در روایت [۱] هست که:

سفیان ثوری نزد امام صادق آمد و مطالبی را بیان داشت و گفت که امام برای من حدیثی بگویید.

امام فرمودند که:

وقتی خداوند به تو نعمتی داد و خواستی همیشه برایت بماند، شکر و سپاس خدا را بر آن زیاد به جای آور. چون خدای تعالی در کتاب مجیدش فرمود که لان شکرتم لازیدنکم.

هر چقدر شما توجه کنید به نعماتی که دارید، این وسعت به تعبیر آیات قرآن زیاد می‌شود. هر وقت محرومیت از نعمتی زیاد طولانی شد. آن جا زیاد استغفار کنید؛ طبق فرمایش امام صادق علیه السلام.

ای سفیان، اگر از ناحیه سلطان و یا کسی دیگر اندوهی به تو روی آورد، زیاد بگو لاحول و لا قوه الا بالله که این کلمه کلید گشایش است. لذا شکر پروردگار خیلی مهم است.

عربی گفتن یا فارسی گفتن خیلی مهم نیست. اما چه بگوییم؟ چه ذکری بهتر است. در برخی روایات پاسخ این سوال آمده است.

در روایت [۲] داریم که امام صادق از مسجد بیرون آمدند، دیدند که مرکبشان نیست. فرمود که اگر خدا این وسیله را به من برگرداند حق شکر او را بجا خواهم آورد. حضرت در شکر پیدا شدنش گفتند که الحمد الله. همین. کسی پرسید پس مگر نگفتید که آن طور که حق اوست شکر خواهم گفت. گفتند که مگر نشنیدی که گفتم الحمد الله. این نشان می‌دهد که الحمد الله یک ویژگی خاصی دارد. وقتی که نعمتهای الهی را یاد می‌کنید از این کلمه استفاده کنید. اگر در فلان کار موفق شدید بگویید الحمد الله. نعمتی را می­بینید بگویید الحمد الله. یک ویژگی­ای دارد این کلمه.

در حدیث دیگری [۳] داریم که، خدمت امام صادق عرض شد که آیا شکر خدا حدی دارد که اگر آن اندازه شکر کنیم، کفایت کند. گفتند که بله در مقابل هر نعمتی بگوید الحمد الله .

خلاصه هر نعمتی که هست توجه شود و در برابرش این عبارت آورده شود از چیزهایی است که مرضی خداوند است. معلوم است که خداوند به این عبارت نظر دارد. چه زیباست که ما در نمازمان سوره حمد داریم. در سوره قبل داشتیم که خداوند به پیامبر گفت که هنگامی که دلت گرفت ببین که ما به تو سوره حمد را عطا کردیم. در رکوع، در سجده، در نشستن و تشهد در همه جا حمد است. نشانه حمد این است که زیبایی را می‌بینید و فریاد می‌زنید که ببینید که چقدر تو زیبایی. اصلاً سراسر نماز این گونه است. به یاد بیاورید آن زمانی که نعمت داشتید و دارید و شکر کنید که مداوم اضافه می‌شود.

یک تعبیری هم هست که این لازیدنکم، به این معنا است که هر چقدر شما شکر کنید، وجودتان وسیع­تر می­شود که بتواند آن جلوه جلال و جمال خداوند را برای رسیدن به آن ایام الله درک کند. نگفته است که “لازیدن نعمتی لکم”، گرچه آن هم هست، اما اساسش با توجه به آن آیه این است که اگر کسی اهل شکر باشد وجودش آماده می‌شود برای جمال و جلال خداوند. برای همین هم گفته شده است که در نماز الحمد الله بگویید. در بین مخلوقات الهی انسان از این جهت که امکان شکر دارد یک ویژگی خاصی دارد.

وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ ﴿۷

و اگر ناسپاسى نمایید قطعا عذاب من سخت‏خواهد بود (۷)

وَقَالَ مُوسَى إِن تَکْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِی الأَرْضِ جَمِیعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِیٌّ حَمِیدٌ ﴿۸﴾

و موسى گفت اگر شما و هر که در روى زمین است همگى کافر شوید بى‏گمان خدا بى‏نیاز ستوده[صفات] است (۸)

اگر کسی اهل کفران نعمت باشد، حتماً عذاب خواهد داشت. این ناسپاسی کردن قطعاً عذاب دارد. اما باز پروردگار نفرموده که عذاب می‌کنم. از آنجایی که شأن انسان کریم این نیست که تهدید کند؛ برای همین خداوند غیر مستقیم می‌گوید نه مستقیم.

نگفته که عذابتان می‌کنم، فقط گفته شده که عذاب شدید است. در برخی روایات هست که خداوند خیلی به برخی جنبه­ها از نعمتها خیلی ایراد نمی­گیرد؛ اما در مورد برخی نعمتها مثل عقل ناسپاسی خیلی مهم است. برای همین است که خیلی می‌خواهند که سریع بدون استفاده از عقل به نتیجه برسند. عقل جلوه گاه احدیت خداست که اگر از آن استفاده نبرید، آن را هدر خواهید داد. خراب شدن عقل یعنی همان عذاب شدید. به راحتی گناه، به راحتی دروغ، همه اینها به علت فاصله گرفتن از عقل است. اگر از اول با عقل حرکت کرده بود این گونه نمی­شد. اینها راه دارد در عذاب الهی. این کریم بودن خداوند است که این گونه بیان نمی­کند که حتما عذابتان می‌کنم. از طرف دیگر خیلی جاها ابواب هدایت را باز می‌کند اما  متأسفانه انسان توجه نمی­کند. اگر در زندگی یک بستر هدایتی برای شما باز شد محکم بگیرید و رها نکنید.

اما این را بدانید که حضرت موسی علیه السلام به بنی اسرائیل گفت که اگر همه شما به خدا کافر بشوید، و همه کسانی که در زمین هستند کافر شوند. خداوند هیچ نیازی به شکر شما ندارد. این راهنمایی خداست که این گونه می‌گوید و الا ضرر به او نمی رساند. شکر نکنید هیچ نمی­شود. آنهایی که خیلی شکر نکرده­اند مگر خداوند از آنها نعمتها را گرفته است. او رحمتش بی انتهاست. و لکن شکر نکردید، این وسعت برای شما پیدا نمی­شود. او غنی است این را بدانید هیچ نیازی ندارد. بحث خالقیت نیست ها، بحث غنی بودن خداست. شما هستید که برای لحظه لحظه وجودتان نیاز دارید. این عقول بشری آمد در مسیر، ظرفیتی در طبیعت قرار داده که شما علوم را کشف کنید و …، شما برای وجودتان به این نعمتها نیاز دارید، به هوا، به اعضا و جوارح که باید سلامت باشد، در حالی که او نیاز ندارد به این چیزها. وجود ما مثل یک درخت پیچک است که اگر کنار یک سرو بلند نباشیم کجا می‌توانیم بالا رویم، بر روی زمین باشیم می‌خشکیم. اما خدا این گونه نیست. او حمید است. همه زیبایی­ها در او آشکار است. حالا شما این نعمتها را که می‌بینید باید بگویید الحمد الله. چه شما بگویید چه نگویید او حمید است. یک طاووس را شما می‌بینید آیا این همه زیبایی را برای ما باز می‌کند؟ چه شما بگویید “به به” چه نگویید، او این زیبایی را دارد. حمید بودن هم در ذات خداوند است و به ما نیاز ندارد. حضرت موسی علیه السلام فرمود که اگر همه­تان کافر شوید باز خدا غنی و حمید است، اوست که باز به شما زیباییها را می‌دهد. حالا نگویید، فرقی نمی­کند. واقعا باید این را همه بفهمیم که شکر ما، باعث می‌شود که ما به حمید بودن برسیم و به جلال و جمال خدا برسیم و الا او از همه چیزها بی نیاز است.

دعا

امیدوارم که خداوند به همه ما کمک کند که انشالله با لذت و با درک معرفت، خدا را سپاس بگوییم، نگران نباشید و بدانید که با تلاش به یوم الله می‌رسید؛ بدون تردید به آن جلوه جلال و جمال خدا می‌رسید. و لکن هر چقدر صبر و شکرتان بیشتر باشد این معنا بیشتر برای شما حاصل می‌شود.

دورنمایی از جلسه هفته بعد

در هفته آینده انشالله از مناجات شاکرین امام سجاد در این مورد نقل خواهیم کرد، در مورد عباراتی که بعد از نماز هست، که گفته شده که دو سجده بعد از نماز به جا آورید، به نشانه همین شکر و عفو. یک سجده شکر و دیگری عفو از خدا در خواست می‌شود. این مطلب را مرحوم شیخ بهایی در کتاب مفتاح الفلاح آورده است. که علامه قاضی فرمود که این کتاب، خیلی کتاب خوبی است. این عمل خیلی تأثیرات دارد که انسان را به جلوه ها می‌کشاند. قرآن را باز می‌کنید نعمت قرآن را می‌فهمید. نمی دانید چه کنید، گاهی از شدت حمد گریه­تان می‌گیرد. اینها را قدر بدانید. گاهی از این اعمال به نظر می‌رسد کوچک است مثل این سجده­ها که عرض شد، مطمئن باشید این قدر مهم بوده که شیخ بهایی نقل کرده است.

انشالله که موفق باشید و سربلند.

والسلام علیکم و رحمت الله وبرکاته.

پی نوشت:

[۱]- متن کامل روایت سفیان ثوری:

سفیان می‏ گوید: صادق، فرزند صادق یعنی جعفر بن محمد علیهما السلام را دیدار و عرض کردم: ای فرزند رسول الله! مرا توصیه و سفارش بفرمائید.

امام: ای سفیان! شخص دروغگو مروت و مردانگی، و آدم بیحال دوستی و رفاقت، و انسان حسود راحتی ندارد، و شخص بد اخلاق، به سیادت و آقائی نمی‏رسد.

سفیان: باز بفرمائید.

امام: ای سفیان! به خدا اطمینان داشته باش تا مؤمن راستین شوی و به قسمت خدا راضی باش تا بی نیاز گردی و با همسایه‏ات به خوبی رفتار کن تا مسلمان شمرده شوی و هرگز با شخص فاجر و نابکار هم صحبت و رفیق مباش که او فجور و زشتکاری به تو یاد می ‏دهد و همیشه در مسائل زندگی با کسانی که از خدا خشیت دارند، مشورت کن.

سفیان: باز بفرمائید.

امام :ای سفیان! هر کس خواهان عزت باشد بدون قوم و خویش، و بی نیازی بخواهد بدون مال و دارائی، و طالب شکوه و عظمت باشد بدون سلطنت و حکومت، باید از چهار چوب ذلت و خواری معصیت بیرون آید و به دایره عزت طاعت الهی قدم بگذارد .
یک روز سفیان به امام صادق (ع) عرض کرد: از حضورتان نمی‏ روم مگر آنکه مرا حدیث بفرمائید.

امام فرمود: من برای تو حدیث بازگو می‏ کنم، ولی زیادی حدیث تو را سود نمی‏ بخشد.

ای سفیان! هرگاه خداوند نعمتی به تو عطا کرد و تو دوست داشتی که آن نعمت برای تو پایدار بماند، پس فراوان حمد و سپاس خدا را به جای آور که خداوند عزوجل در قرآن می ‏فرماید: «لان شکرتم لازیدنّکم» (اگر سپاس گوئید بر (نعمت) شما می‏افزائیم). و{ ابراهیم ۷}

اگر روزی تو اندک شد و دیر به تو رسید، زیاد استغفار کن که در قرآن می‏فرماید: استغفروا ربکم انه کان غفاراً یرسل السماء علیکم مدراراً و یمددکم بأموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم أنهاراً . (از خداوند طلب مغفرت کنید که او{ البقره ۱۷۱} بسیار عفو کننده است. آسمان را برای شما می باراند و شما را با دارائیها و فرزندان کمک و یاری می‏ کند و برای شما باغها و بهشتها قرار می‏ دهد و رودها و چشمه ‏ها جاری می ‏سازد).

ای سفیان! هرگاه از دست سلطان و جباری محزون و دلگیر شدی زیاد «لاحول ولا قوه الا بالله» بگو که آن کلید فرج و گشایش و گنجی از گنجهای بهشتی است .

سفیان پس از شنیدن این نصایح و وصیتها با حرکات دستش می‏ گفت سه سفارش و چه سفارشهائی !

منبع: بحار الانوار، ج ۷۸، ص .۱۹۲

[۲]- روزى حضرت امام صادق (ع) از مسجد بیرون آمد، دید حیوان سواریش گم شده است. فرمود: اگر خداوند آن را به من باز گرداند، حق شکرش را به جا مى­آورم، طولى نکشید که مرکب آن حضرت را آوردند، فرمودند: الحمد لله؛ حمد و سپاس مخصوص خدا است.شخصى از امام پرسید: فدایت شوم، مگر نفرمودى اگر مرکبم پیدا شود، حقّ شکر خدا را بجا مى­آورم؟ حضرت فرمود: مگر نشنیدى که گفتم الحمد لله
همین کلمه اگر به درستى گفته شود، نشان دهنده حقِ شکرگزارى خدا است.

[۳]- کسى پرسید آیا شکر پروردگارحدى دارد که اگر انسان به آن حد برسد شاکر محسوب شود؟ فرمود: آرى سؤال کرد: چگونه؟ فرمود: یحمد الله على کل نعمه علیه فى اهل و مال ، و ان کان فیما انعم علیه فى ماله حق اداه؛ خدا را بر تمام نعمتهایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش کند، و اگر در اموالى که به او داده حقى باشد ادا نماید.

 

صوت کامل این جلسه را می توانید به صورت برخط بشنوید و یا این که آن را از اینجا دریافت کنید.

التماس دعا

دیدگاه بازدید کنندگان:
  • تبلیغات

    agha agha agha